تبلیغات
مجله سوگواران ژولیده - مطالب ابر شعری از محسن بوالحسنی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 25 فروردین 1395 :: نویسنده :

شعری از محسن بوالحسنی

انتشار در سوگواران ژولیده

-

"سوره ابراهیم"
.
.
حام
لام
میم...

وَ نگاه كن
به شكل های مشكوك عربی
وَ به آفریدگارِ نعلینت
كه قدم می زند حوالیِ نطع
وَ می گوید
ببر به نام رگ
به نام سنگ های حنجره اش
كه نه جوی هایی از عسل
نه حوض هایی از خون
روان نخواهد شد
ببر وَ بگو
دوستت دارم ای نسلِ منقطع
ای تكه پاره ی جبال
كه از این پس در آسایشید
وَ دوستت دارم ای پروردگار عفونت
كه غیورم می كنی
تا در كنار فرات
سرهای تشنه ببینم بریده
و از نام های بسیارِ تو تنها
یكی را صدا كنم

پس بخوان به نام پروردگارت
كه ابدی ست
و تو تنها چند بار 
به دنیا خواهی آمد
تهی تر.(آیه ١)
.

و اما تو ای ابراهیم!
كه دست های غیورت
بر گلو مردد مانده
بِبُر به نام پروردگارت
بِبُر
كه خون فوران خواهد كرد
و ما در رَحِم زنان
بذری خواهیم كاشت
كودكانی
با صورت هایی به شكلِ دست
كه تا ابد می لرزند (٢)
.
آیا ندیدی چگونه آب را
به عطش رساندیم
و از كلمات هیمه ای ساختیم
برای سوزاندت؟
به فرمان پرودگارت باش
چرا كه او فقط 
واضح است و قطعی
معبودی كه 
نان را به تو لرزان داد
آب را مرتعش
و تو را پیامبری برگزید مخلوع
تا دو بار 
در دو تاریخ
در دو سلسله 
اشتباه پروردگارت را ببینی
و آیا نمی دانی 
من خدای پدرت هستم
كه امروز روز اوست؟!

پس جنینت را نمك بزن
تا خورده شود
و از ابهای راكد دوباره
تو در خون من به دنیا بیایی
قول پرودگارت 
-كه منم-
راست خواهد شد
و زیر پای فرزندت 
نفت خواهد جوشید
و من كه شاعر توام
سرانجام 
با تو در بیابانی لم یزرع 
قدم خواهم زد

ابراهیم!
صدا را بر گلوی اسماعیل
كشیده بخش كن
و نترس
كه چاقوی كهنسال
از زمین به عرش 
ضجه زنان بگریزد
و اسحاق
تنها 
ادامه دهد
با طرح لبخندی
برای آینده.(٣)
.
.
پس راست گفت شاعر بلند مرتبه ات.





نوع مطلب :
برچسب ها : شعری از محسن بوالحسنی، محسن بوالحسنی،
لینک های مرتبط :