تبلیغات
مجله سوگواران ژولیده - مطالب ابر شعری از زینب اطهری
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 8 خرداد 1395 :: نویسنده :
شعری از زینب اطهری
انتشار در سوگواران ژولیده
-
ای مرکز پیوستن
به استخوان انگشتها وصل شو ای سرخ
ای که به من از من رسیده ای در من به جز من، از  عقلی که خوابانده امش توی شیشه الکل!
گذاشتمش روی ویترین! 
به جز من چه کسی قفل لبهات را لبهای سفید و خشک را بوسید؟ و زبانش کلید دهانت شد؟  دهانی با واژه های بسته و ردیف
و سنگی را از وسط گلوت هل داد تا راه رودخانه ها بازشود..
جاری شود آبی که سالهاست ورای تو بود
مرا ببین تصویرم را ببین
بالای سرت وقتی نشسته ای لب رودخانه زل زده ای به آب روان
مرا ببین که دست می بری در آب و تصویرم
 دمی برمی گردی دیگرم نیستم!
من مصدر رفتنم که تصویرم از واژن هولناک دریا روی رودهای جهان افتاد با نافم که شلاق تیز آبهاست و همچنانم شکنجه پنهانیست در آسایش دو گیتی!
به خویش درانداخته ام خویش را
به دستهات بر لب رودخانه
می لغزم و مروارید انگشترم در اعماق دریا دفن است 





نوع مطلب :
برچسب ها : شعری از زینب اطهری، زینب اطهری،
لینک های مرتبط :