تبلیغات
مجله سوگواران ژولیده - مطالب ابر شعری از زبیده حسینی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 :: نویسنده :
شعری از زبیده حسینی
انتشار در سوگواران ژولیده
-
و من که دستی  منفعلم
چگونه می توانم به اندام مسخ شده ات بگویم : ایست
بگویم ایست و خواب ها را بدوم تا ته . تا رگ هایی که به خورشید می چسبند
بایستند گیاهان بر سنگ های  آمده
بایستد خاک/
و دست ، پرتاب ِ ذره ای از نور باشد 
چگونه می شود به اندامی که فرو می رود در مرگ فرمان ایست داد ؟
سنگ ها سردند 
و سار ی که پریده  ،  آوازی برای دهان ها نداشته است
صدا  تراکم زندگی در دهان معشوق ات
صدا سنگ است که می افتد 
و اجزایش اعضای تو می شوند
از بیشه زار ِ تَرَک ها کم آوردم ات ای هجوم دست ها  بر چشم
ای چشم های تهی شده در اعضای سرخ همخوابگی و مرگ
می نشینی در میانه با لب هایی از لذت و رنج 
سری جامانده از اتفاق 
به چشم هایم  دستبند می زند
به حفره ای که می بیند و نمی بیند
به حفره ای که می گوید و نمی گوید
به حفره های من دستبند می زنند
می روم به اتاقی که دیوار منفردم باشی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعری از زبیده حسینی، زبیده حسینی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 :: نویسنده :
شعری از زبیده حسینی
انتشار در سوگواران ژولیده
-
ما افراد متفرقه بودیم
وابستگی ِ درهای خروجی ، به انگشت های ما
به وضعیتی طبیعی بر می گشت
به ضلع دیگری انتقال مان دادند
پرده را کنار زدیم
و به نمایش مضحکی چشم دوختیم
که از اتفاق افتاده بود
ما حرف های متفرقه بودیم
اجرای دیگری از بیان احساسات
نسبت های دور را به اصل
و نزدیک ها را به ما وصل کردند
که دور افتاده باشیم از تناسب
از مرکز
به حاشیه چند خانه مانده بود
چند تلنگر
که بغل کنیم دست ها را
مرزها را حذف
و به دوگانگی فکر کنیم
به یکی از ما
و تفرقه ای
که درهای ورودی را
انتخاب کرد




نوع مطلب :
برچسب ها : شعری از زبیده حسینی، زبیده حسینی،
لینک های مرتبط :