تبلیغات
مجله سوگواران ژولیده - مطالب ابر شعری از حسین اشراق
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 :: نویسنده :
شعری از حسین اشراق
انتشار در سوگواران ژولیده
-
خوابیده ام 
به سمت صدایت
که از کلاس اول
 توی گوشم زنگ میزند 
از الفبای آن مردهای در باران نیامده 
تصمیم های صغرا و کبرا و کوکب خانم ها
مردها توی خاطراتم بی صدا مرده اند 
زن ها هنوز مشغول دلبری
غلت می زنم به سمت دیگری که حرف جبهه میزنند 
وتانک ها از دهانت بیرون می ریزند
بگو بعد از خاکریز چقدر می شود شانه به شانه ات که نه لب بر لبت خوابید؟
غلت بعدی صدای امواج خروشان است 
صدای دریا
که تعادلش را برای همیشه از دست داد
حالا نه ستارخان دست از سر این میدان بر می دارد
 نه امیر کبیر دست از سر سد
این همان غلت بعد است 
که در هزار چم از هزار زهدان به جا مانده است
تو باور کردنی تر از اینی
که از خواب رگ به رگم 
عبور کنی
مشت اولت را بکوب 
مشت دومت را باز کن
در هر غلت مظلومانه ام رابطه ی شگفت زنی است
با قاصدکی که کفش هایش را لای دفتر الفبا جا گذاشت
من با غلت آخرم برگشته ام به زنگ انشا
که بگویم علم بهتر از ثروت نیست
اما تو خانم معلم ثروتمندی هستی
که گفته ای بلند گوها را روشن کنند
میدان ها را آب بزنند
وبلند شوی که بلند بگویی 
بلند آسمان جایگاه من است
و خلبانی با یک سرنشین سقوط کند 
این عزای عمومی دارد
واز اینهمه اعزامی  به پشت خاکریزت
تنها خودت زنده ای
خوابیده ام
نم نم بارون 
نم نم بارون
گل توی گلدون
ماه توی ایوون
ملافه را کشیده ام که نبینی
" ترسم که اشک در غم ما پرده در شود"  چاقویی که در حوض شسته می شود 
سیبی که در حوض
و صورت زخمی ماه 
توی دفتر نقاشی من است
هی عرق میریزد
هی خجالتش را میخورد 
من از این لحن مازوخیستی دنیا ترسیدم 
کلاغ ها به خانه شان رسیده بودند
و سال هاست پتروس از روی نقشه گل ها را توی گلدان می کاشت
توی این زنبیل کتاب تازه ای هست
که برگ برگ بوی سبزی می دهد
و این نهایت زن است 
که برای قابلمه غمزه ی تازه دارد 
پاشنه هایش را کشیده 
شده بلند بالای هزار نقش 
شده تو 
ای زنی که خوابیده ام کنار کنارت
بخند.





نوع مطلب :
برچسب ها : شعری از حسین اشراق، حسین اشراق،
لینک های مرتبط :