تبلیغات
مجله سوگواران ژولیده - مطالب ابر شعر مشترکی از شهاب قناطیر و پدرام محمدزاده
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 2 خرداد 1395 :: نویسنده :
شعر مشترکی از شهاب قناطیر و پدرام محمدزاده
انتشار در سوگواران ژولیده
-
اگر شرف داری بخون!!بخون دیگه سگ لعنتی
می خواهید دیوار را فرو بریزید ؟ 
فکر کرده اید به پنجره / به قاب فلجش ؟ 
فکر کرده اید به سایه های اسیر ؟ 
به نگاه های  بی سمت و سو 
به تکرار این کلمه " تکرار " فکر کرده اید ؟ 
فکر کرده اید زندانی در دنیای بی دیوار چگونه فرار کند ؟ 
می خواهید دیوار را فرو بریزید ؟ 
" ما " که صدایی غالب بود 
ما دستور داشتیم  
زبانی که به فعل افتاد / مفعول شد 
زبان که کیر ندارد ! / این زبان زیر زبانی دارد 
به شک افتاده دیوار که آیا ایستاده ؟ 
و آیا ایستادن معنای مشخصی دارد ؟ 
به اتفاقی که نیافتاده می ماند شاعر در کارش 
همه چیز از تصویر آغاز شد 
و تاریخ آنقدر دور بود که نمی شد دیدش  
به شکل افتادن اتفاق می مانی بر لبه
پریدن به زیر این زبان خایه می خواهد ! 
فرمانده ! فرمانده ! 
معناها پاتک زده اند / نه ! ...
کسی که فکری به سرش زده نمی جنگد 
کسی که به سرش زده می جنگد 
خیال کرده ای مملکت بدون قانون است ؟ 
هرکی به هرکی ست ؟ 
خیال کردی می توانی خیانت کنی به زبان / به کلمه / خائن ! 
من در دادگاهی نظامی به دادگاه نظامی فحش دادم 
و این را فریاد کردم : دیگر نمی خواهم بکشم 
دیگر نمی نویسم !
-
مسکو 1278




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر مشترکی از شهاب قناطیر و پدرام محمدزاده، شهاب قناطیر، پدرام محمدزاده،
لینک های مرتبط :