تبلیغات
مجله سوگواران ژولیده - مطالب ابر سانسور شعر
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده :

حرف ممنوع چیست ؟
مساله ی سانسور در شعر
علیرضا عباسی

درباره تبعات سانسور در حوزه شعر همان چیزی را می توان گفت که درباره تبعات آن بر روان آدمی. عمل کنترل سخن، چیزی جز عمل کنترل ذهن نیست. کنترل ذهن به معنای برخورد با آن بخش درونی که محل تلاقی زبان و اندیشه است. نظارت بیرونی در طول تاریخ بدون در نظر داشتن آسیب های جدی حذف اندیشی بر پیکر اجتماع، به پافشاری خود در تقابل با سازوکارهای ذهنی ادامه داده است. 
سانسور شعر، حذف آن بخش از روان آدمی ست که در چرخش های مدام، برای تجربه زیستی ایمن، هستی مجازی را جانشین هستی حقیقی می کند. 
مگر جز این است که شعر نوشتن، خلق جهانی ست دگرگونه که در زبان حیات می یابد؟ جستجوی راهی برای تحمل پذیر کردن بغرنجی های مدام و آلام انسانی. تلاشی بی دریغ و مضاعف برای یافتن زندگی دیگری. 
کسی که شعری می نویسد، دل به همین جستجو بسته برای خرد نشدن در چرخه بی رحم ساختارهای بیرونی. شاعر برای این پرسش که چرا شعر می نویسد جز پاسخ فلسفی نمی دانم، پاسخ دیگری نخواهد یافت. چراکه او با واژه به تعادل فکر می کند. با زبان به آرامش نظر دارد. شاعر به این فکر می کند که زبان راهی ست برای ماندن. 
در جهان پر از ناامنی، پر از فشار و جنگ و گریز که پناهگاه ها در آن یکی پس از دیگری فرو می ریزند کدام پناهگاهی امن تر از درون آدمی؟
اما حرف ممنوع چیست؟ بخش حذف شده از یک متن ادبی چه می تواند باشد، آیا آنقدر التهاب آور و حساسیت برانگیز بوده که برتابیدن آن نا ممکن شده است؟
آن بخش کنده شده از زبان، متعلق به کدام بخش از خواسته های آدمی ست که نمی تواند جایی در حیات اجتماعی پیدا کند؟ تکلیف آن بخش های جدا شده و سرگردان چیست؟ 
سخت می شود به برخی ابهامات پاسخ داد اما پاسخ این سوالات و سوالاتی از این دست هرچه باشد به کنترل بخشی از ابراز وجود انسان ها مربوط می شود. 
هر واژه ای، سطری، بندی که از شعر حذف می شود؛ پاره شدن رگی ست از یک اندام. از یک پیکره، یک ذهن. سانسور شعر دست بردن در تجربه های عمیق زیسته است. دخالت کسی در حیات دیگری.
تلاش برای مهار آفرینش هنری جدا از این که امر زیبا را خدشه دار می کند، خلاقیت را هم تحت الشعاع قرار می دهد، گاهی تا آنجا که خلق اثری عظیم را ناممکن می سازد. عدم خلق آثار مهم ادبی در جامعه، لطمه ای جبران ناپذیر به فرهنگ آن وارد می کند.
تعیین چارچوب های مشخص و اسلوب های معین، یعنی کاری که سانسور عملا بر عهده می گیرد، چه می تواند باشد جز امری تقلیل دهنده و تلاشی برای کنترل تجربه های زیسته.
دستگاه سانسور در رابطه با شعر معنایی جز دستگاه طردکننده و کنارگذار ندارد تا آنجا که در رابطه با امور زیباشناسانه ای که در بستر زبان محقق می شوند به همان تقابلی نظر دارد که در رویارویی با منش های سیاسی. از همین رو آنچه در سطح جامعه گسترش می یابد نمی تواند همه آن چیزی باشد که روان اعضای جامعه برسازنده آن است. 
سانسور فرهنگی با آن مفهوم ایدئولوژیک خود اگرچه به نظر سعی در برقراری نظم اجتماعی و کنترل فرهنگ جامعه دارد اما همواره به تبعات حذف بی توجه می ماند. تبعاتی که به طور قابل ملاحظه ای جدی هستند و آسیب های جبران ناپذیری را بر روان اجتماع وارد می کنند.
بدون شک مهمترین عامل رواج حذف و سانسور در جامعه، پایین بودن آستانه تحمل در برابر انتقاد و تضعیف روحیه انتقاد پذیری در آن است.




نوع مطلب :
برچسب ها : مسئله سانسور در شعر، سانسور شعر، حرف ممنوع چیست، علیرضا عباسی،
لینک های مرتبط :