درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله سوگواران ژولیده
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده :
گفتگو با علیرضا بهنام
بررسی شعر دهه هفتاد در گفتگو با علیرضا بهنام
امیرحسین بریمانی
-

شعر دهه هفتاد را یک جریان روش مند می دانید؟
راستش را بخواهید از ابتدا روش مند نبود. در واقع در نیمه اول دهه هفتاد اصلا جریانی در کار نبود. شاعرانی بودند که یا استراتژیشان را خود بر پایه آزمون و خطا پیدا می کردند یا در جریان همنشینی با هم در دوره ای کارگاهی چیزی دارای استراتژی مشترک می شدند. اما امروز که از دور نگاه می کنیم یک استراتژی کلی در آثار این دوران قابل تشخیص است که لابد باید آن را محصول شرایط مشترک و کمی تصادف بدانیم.

قبول دارید که در شعر دهه هفتاد، بواسطه ی رسمیت بخشیدن به امر آوانگارد شکوفا شد؟
رسمیت بخشیدن به امر آوانگارد دیگر چیست؟ شعر دهه هفتاد به واسطه تریبون پیدا کردن گرایش های اقلیت در نیمه دوم این دهه شناخته شد. اما هرگز جزئی از رسمیت ادبی نشد و به دلیل سرشت خود همواره فاصله اش را با رسمیت حفظ کرد. آوانگاردیسم هم اصلا ادعای دهه هفتادی ها نبود. دهه شصتی هایی مانند موحد ، لنگرودی و عنقایی مدعی امر آوانگارد بودند که امروزه بخشی از رسمیت ادبی را نمایندگی می کنند

 گسست شاعران تازه در دهه هشتاد از دستاوردهای دهه هفتاد را چطور ارزیابی می کنید؟ نخواندن یا حرکتی تعمد دار؟
چه بگویم. هم این بود و هم آن. یک عده که اسم خودشان را گذاشته بودند مطرود شعر هفتاد را خوانده بودند. بعضیشان در کارگاه های آزرم در فرهنگسرای بانو دوره شعر ایران و جهان را گذرانده بودند. رویکردشان به شعر اعتراضی یک بار مصرف ثمره بدخوانی تئوری های چپ جدید بود و البته هنوز هست. یک عده دیگرشان هم افتادند دنبال آدمی که هنوز کتاب اول شعرش چاپ نشده بود به عنوان استاد درس می داد و در انتشاراتی معتبر مسوول صفحه شعر شده بود و در سفرهای خارجی عنوان نماینده شعر ایران را یدک می کشید. خب نگفته پیداست شاگرد چنین استادی نمی تواند چیزی بهتر از قورماغه ای روی تیفال بنویسد. درک او از شعر همان چیزی است که از استادش آموخته . استادش هم که پیش از آموختن استاد شده به جز قریحه اش راهنمایی ندارد پس چیزی ندارد که به کسی بیاموزد. به این ترتیب بود که فست فود جای شعر را گرفت و دلنوشته های دختر و پسرهای دبیرستانی زیر فروست شعر امروز ایران و توسط چند ناشر نامدار منتشر شد و شعر را در محاق فرو برد

شکل گیری جریان شعر دهه هفتاد وابسته به کنار هم نشستن تصادفی چه عواملی بود؟
در درجه اول باید از شرایط بعد از جنگ و دوران سازندگی نام ببریم. شرایطی که اولین بار بعد از دو دهه به نگرش های اقلیت اجازه داد در فضای ادبیات ایران فارغ از هژمونی گفتمان ایدئولوژیک ابراز وجود کنند. عامل دیگر شکل گیری جریان سوم ترجمه در ایران بود که قبلا در مقاله ای اشاره کرده ام چگونه به پدیده ای انجامید که آن را موج سوم تجدد نام نهاده ام و ویژگی عمده آن قرائت خلاق و اینجایی از متون ترجمه شده است. سومین عامل که خود به نوعی نتیجه دو عامل پیش گفته است فضای نسبتا آزاد مطبوعات بین سال های 76 تا 79 بود که به دیده شدن و تثبیت این گفتمان جدید فرهنگی کمک کرد. گفتمانی که شعر دهه هفتاد نیز از دل آن بیرون آمده است

دستاوردهای شعر دهه هفتاد بصورت تیتروار چه بوده است؟
مهم ترین دستاورد دهه هفتاد برای شعر فارسی عبور از دوگانه ایدئولوژی - آوانگاردیسم و رسیدن به فضای گفت و گوی سبک ها بود . عدم قطعیت به عنوان مفهوم کلیدی پسامدرنیته بدون ان که دستاوردهای گذشته را به سیاق ایدئولوژی زده ها نفی کند یا به سیاق آوانگاردها در قالب بیانیه ای ملغی اعلام کند موفق شده بود فرمولی ارائه دهد که گذشته را به آینده پیوند می داد. الغای مرکزیت روایت و تقدس زدایی از مفهوم راوی- شاعر از دیگر دستاوردهای دهه هفتاد برای شعر معاصر ماست که بخشی از شعر ما را با ادبیات اکنونی جهان معاصر می کند.

شکوفایی شعر در دهه هفتاد ارتباطی به مسائل سیاسی داشت؟
همان طور که در پاسخ های قبلی اشاره کردم وضع سیاسی کشور در دوران بازسازی به شکل گیری مبانی نظری اش کمک کرد و فضای باز سال های پایانی این دهه در شناخته شدن نتایج ادبی این جریان در جامعه سود رساند.

نقش کارگاه رضا براهنی در شعر دهه هفتاد به راستی چه بود؟
نقش کارگاه براهنی در این دهه مشابه نقشی بود که خود او در دهه 40 و 50 ایفا کرد. یعنی او فضای نقد ادبی را از گزاره های رمانتیک و یا ایدئولوژیک به سمت نظریه روزآمد و علمی ادبیات سوق داد و کاری کرد که همه ما مرتبطین کارگاهش با مبانی دانش نقد ادبی و نظریه های روزآمد ادبی آشنا شویم. بدیهی است که نه او ونه کارگاهی که برپا کرد مسوول بدفهمی ها یا کلاه برداری های بعدی نبوده و نیستند. براهنی معلم بسیار درخشانی بود که خودش متون کلیدی را ترجمه می کرد و در کلاس توضیح می داد. و کسی بود که واقعا برای فهمیده شدن درسی که می داد دل می سوزاند. من در طول 19 سال تحصیلم در مدرسه و دانشگاه دیگر هرگز معلمی مثل او پیدا نکردم. بدیهی است که چنین کلاسی وقتی چندین دوره برگزار شود تعدادی آدم آشنا به مبانی به جامعه ادبی معرفی می کند که بعضیشان خلاقیت دارند و اثر هم خلق می کنند و بقیه به منتقد یا ادیب یا حداقل مخاطب حرفه ای شعر و ادبیات تبدیل می شوند. این تاثیر کارگاه بر ادبیات هفتاد بود .

دهه هفتادی ها در دهه ی بعدی نیز توانستند جایگاه خود را حفظ نمایند؟ لطفا به نام ها اشاره کنید.
سوال خوبی است. اگر منظورتان جایگاه ادبی است بله. اما اگر منظورتان حضور در فضای عمومی است تا حدود زیادی نه. البته نام هایی مانند انصاری فر، شمس آقاجانی، عبدالرضایی، پگاه احمدی، رزا جمالی ، محمد آزرم، محمد حسین عابدی، موسی بندری، سپیده جدیری، علی قنبری ، رسول یونان و صاحب این قلم همچنان در فضای رسانه ای هشتاد حضور داشتند و صدایشان شنیده می شد اما بقیه به دلایلی چون بسته شدن فضای فرهنگی، محدودیت چاپ و نشر، انحصار طلبی جریان موسوم به ساده نویسی که فضای معدود رسانه های مستقل باقی مانده را اشغال کرده بود و لمپنیزم ادبی را ترویج می کرد و چند عامل دیگر دلیل دیده نشدن تلاش های ادبی این چهره هاست.

مطبوعات و به طور کلی اوضاع نشر دهه هفتاد با دهه ی بعدی چه تفاوت هایی داشت؟
سوالتان درباره تفاوت های مطبوعات در دهه هفتاد و هشتاد خیلی کلی است اما به طور خلاصه می گویم که در نیمه اول دهه هفتاد مجلات ادبی پایگاه نوآوری های ادبی بودند و در نیمه دوم آن روزنامه های مستقل. اما در دهه هشتاد هیچ کدام از این دو نوع رسانه موجود نبودند و جای خود را به فضایی مجازی داده بودند که حامی شبه ادبیات بود. درباره روزنامه های مستقل این دهه و باند همشهری هم پیشتر گفته ام و مکرر نمی کنم

آیا ساده نویسی دهه هشتاد ریشه در تجربیات شعر دهه هفتاد دارد و یا اساسا پشت کردن شاعران نسل بعدی به امر رادیکال است؟
ساده نویسی ادامه منطقی جریان شعر فارسی نیست . یک رویکرد سیاسی است که به واسطه باندهای خاص مطبوعاتی به ادبیات ما زورچپان شده است. هدف آن هم ترویج لمپنیزم و ساده انگاری در میان نسل جوان و جلوگیری از شکل گیری خلاقیت و تفکر انتقادی در میان آنهاست. ساده نویس ها ژست می گیرند که در همراهی با فلان مطالبه ملت فلان حرف را زده اند و به دلیل نبود تفکر انتقادی کسی از آنها نمی پرسد که جز  بازتولید ستم با زبان ستمگر چه کرده اند؟ عالی ترین شعرهای پیشوای ساده نویسی تصویر نگاره هایی سطحی است که بدون داشتن تحلیل موقعیتی را گزارش می کند. کاری که شعر ما سال ها پیش در شعر مشیری و مصدق تجربه اش کرده بود. دیگر از پیروان این پیشوا چیزی نمی گویم که در بهترین حالت در حال بازتولید مهدی سهیلی و کارو به شکل نثر هستند و در بدترین حالت انشاهای دبستانی را تقطیع می کنند و به نام شعر به خورد خوانندگانشان می دهند. آن که به امر رادیکال پشت کرد چنان که در پاسخ یکی از سوال هایتان گفتم شاعران هفتاد بودند. ساده نویس ها به شعر پشت کرده اند.




نوع مطلب :
برچسب ها : گفتگو با علیرضا بهنام، علیرضا بهنام،
لینک های مرتبط :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic